ياد شده براى مسلمانان و حكومتها و علماى مسلمان اسوه اى حسنه ( الگويى شايسته ) و وسيلهء بيداريى بزرگ باشد .
آگاهى از آنچه گذشت آشكار مىشود كه اسلام به هيچ روى به فقر و پريشانى و تهيدستى خوشامد نمىگويد . بنا بر اين بر برنامه ريزان اسلامى كه مدّعى اسلامى بودن و عمل كردن به احكام آنند ، و بر كسانى كه حاملان پرچم فقاهت اسلامى به شمار مىروند ، واجب است كه به طاغوتهاى اقتصادى تكيه نكنند ، بلكه از طريق برنامه هاى شايستهء اقتصادى كه ريشه هاى فقر را قطع مىكند ، به محرومان و تيره روزان نزديك شوند و از ايشان حمايت كنند ، تا دين خدا بتواند در اجتماع تجسّم و تحقّق پيدا كند و احكام حنيف روشن آن به معرض اجرا در آيد .
و آشكار است كه مبارزهء سياسى بر ضدّ ستمگرى و سركشى و طغيان - كه همه معلولند و نتيجه - و نگاهدارى علَّتهاى اصلى اين امور - يعنى تكاثر و تبعيض معيشتى شديد و اتراف - كارى است بيحاصل و بىاثر ، بدان سبب كه تا هنگامى كه پايگاههاى سياسى امرى را از بين ببريم و پايگاههاى اقتصادى آن را بر جاى گذاريم ، هيچ كارى نكردهايم ، چون قدرت اقتصادى - كه اغلب ، نيروى فعّال و كوبنده همان است - به صورت مرئى و نامرئى در نظام سياسى تازه نفوذ خواهد كرد ، و به هدفهاى پليد خود يعنى برده ساختن مردم و بهره بردارى از امكانات گوناگون اجتماع خواهد پرداخت .
2 - نماز جز با نان گزارده نمىشود
: احاديث حياتى واردشدهء در اين فصل ، اصول مهمّى را به ما تلقين مىكند كه راهنماى ما به اين سه امر سازنده است :
( 1 ) - اهميّت قضاياى اقتصادى در جامعهء اسلامى .
( 2 ) - رابطهء ژرف ميان بعد مالى و بعد معنوى و دينى .