و بسا مىشد كه بر پشت خود خوراكى يا هيزم حمل مىكرد ، و به در يكايك خانه هاى مورد نظر مىرفت و آن را مىكوبيد تا كسى بيرون آيد و آنچه را كه سهم او بود بگيرد . صورت خود را در هنگام بخشيدن چيزى به فقير مىپوشاند تا او را نشناسد ؛ هنگامى كه از دنيا رفت و بينوايان از آنچه مىگرفتند محروم ماندند ، دانستند كه او علىّ بن الحسين « ع » بوده است . و چون او را پس از مرگ بر محلّ غسل دادن نهادند ، بر پشت ايشان لكَّه هايى همچون لكَّه هاى زانوى شتر بود كه اثر حمل بار به خانه هاى فقيران و نيازمندان را نشان مىداد . آن امام صد خانه از خانه هاى فقيران مدينه را معاش مىداد ، و از آن دلشاد مىگشت كه يتيمان و بيماران و زمينگيران و مسكينان - كه هيچ راهى براى به دست آوردن طعام نداشتند - بر سر سفرهء او بنشينند و از طعام او بخورند ، و او خود خوراك را به دست خود به ايشان مىداد ، و هر كس كه عيالى داشت سهم آنان را نيز به او مىداد تا براى عيال خود ببرد . « 1 » - امام صادق « ع » ، چون پاسى از شب مىگذشت ، انبانى با خود بر مىداشت كه در آن نان و گوشت و مقدارى درهم بود ، و آن را بر دوش خود حمل مىكرد ، و به جاهاى نيازمندان مدينه مىرفت و آنها را ميان ايشان پخش مىكرد . « 2 » - معلَّى بن خنيس گويد : امام صادق « ع » در شبى كه باران مىباريد ، به قصد « ظلَّهء بنى ساعده » « 3 » از خانه بيرون شد . . . ناگاه ديدم انبانى از نان بر دوش دارد كه من از حمل آن ناتوانم . . . آنگاه رفتيم و چون به آنجا رسيديم همه خفته بودند ، امام صادق « ع » ، يك نان و دو نان ( به آرامى - تا از خواب بيدار نشوند - در كنار هر يك ) نهان كرد ، تا سهم همه تمام شد . . . « 4 »
هامش
« 1 » « خصال » 2 / 517 - 518 .
« 2 » « وسائل » 6 / 278 .
« 3 » ظلَّه ( بر وزن صفّه ) يعنى سايبان و جايى كه سقفى و سايه اى داشته باشد ، نام محلَّى بوده است در كنار « مدينهء طيّبه » .
« 4 » « وسائل » 6 / 278 - 279 .