تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
غافل نمائيم ؛ و آن اين است كه دين براى تجسّم و تحقّق خود به افرادى استوار در دين نيازمند است تا بتواند به صورت نظامى « فكرى - عملى » درآيد ، و هدفهاى خود را در اجتماع تحقّق بخشد . و افراد زمانى در اعتقاد خود مىتوانند استوار باشند ، و در استوارى خود راستين ، كه فشارها و پيامدهاى تهيدستى نتواند آنان را از دين و پرداختن به آن و عمل كردن به احكام و آداب آن باز دارد ؛ و اين در صورتى ميسّر است كه كارشان به جايى نرسد كه بيشتر اوقات در انديشهء معاش و تنگدستى و نيازمنديها و كمبود امكانات باشند ، و در پى يافتن راهى براى جوابگويى به نيازمنديها تلاش كنند ، و هيچ فرصتى براى فكر كردن در بارهء چيزهاى ديگر پيدا نكنند ، حتى اگر تلاش معاش حيثيّت فردى و خانوادگى و اجتماعى و دينى ايشان را نيز بر باد دهد . آشكار است كه اسلام به مسائل اقتصادى نظرى نظام يافته ( مرتبط با ديگر بخشهاى دينى ) دارد ، و آن را از بخشهاى ديگر دين جدا نمىكند ، بلكه جزئى از آنها قرار مىدهد . به همين جهت دعوت خشك و خالى به « اصلاح اخلاقى » را بيهوده مىداند ، چرا ؟ زيرا كمتر فقيرى تيره بخت تهيدست ، با وجود رنجهاى سنگين تهيدستى و نيازمندى و خاكنشينى - كه نزديك است او را به كفر و الحاد بكشاند ، و به ترك تكاليف دينى برانگيزد ، يا او را به ارتكاب گناهان ، يا عدم رعايت آنچه رعايت آن واجب است وادارد - مىتواند مسلمانى باشد داراى اخلاق اسلامى عملى . بنا بر اين ، واجب است كه در جامعهء اسلامى يك برنامهء نظام مالى به شكل صحيح و عادلانه تنظيم شود ، تا مال نتواند چيزى جز سبب قوام مردم و دوام دين و يارى بينوايان و پناهبخش مستضعفان باشد ، نه اينكه سبب تضييع دين و تباهى قشرهاى نامبرده گردد ؛ نيز سازندهء انسان و شخصيّت او باشد ، نه ويرانكنندهء آن هر دو ؛ و تقويتكنندهء اجتماع و حيثيّت آن باشد ، نه ويرانگر آن هر دو . از اينجا به سرّ بزرگى توجّه پيدا مىكنيم كه در سيرهء عملى امامان ما تجلَّى مىكند ، و آن اينكه نمىگذاشتند بينوايان از سختيهاى فقر و تهيدستى - كه سبب دور شدن ايشان از دين و عمل به آن و سقوط شخصيّت و كرامت انسانى آنان مىشد - بيش از اندازه رنج ببرند ، و تا
الحياة ( فارسي ) — صفحة 300 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام