تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
پديد آيد . « 1 » . در پرتو آنچه از تعاليم اسلام به دست مىآيد ، نظام مالى تكاثرى ، و اقتصاد آزاد و توليد و وارد كردن آزاد اجناس ، از مهمترين اسباب شيوع زيانرسانى به مردم است و به اموال و ارزاق و خانه و جامه و بهداشت و آموزش و پرورش مردم . و علَّت اين است كه چون اين حالت در جامعه پيدا شود ، و بر اجتماع و بر مديران و برنامه ريزان آن استيلا پيدا كند ، بدترين و كمرشكنترين زيانها را به مردمان مىرساند ، و نتيجهء آن ، فقر و ناكامى و به بردگى كشيده شدن اكثريّت مردم خواهد بود . نشانهء اساسى تكاثر و سرمايه دارى ، دور كردن مال است از مدار سودمند آن كه در خدمت همهء مردم باشد و مايهء قوام و سامانيابى زندگيها گردد ، و افكندن آن در مدارى كه همواره به زيان مردم است و به زيان مردم . تعاليم حديثى جهت بخش - علاوه بر تعاليم قرآنى - به ماهيّت تكاثر و اقتصاد زيانبخش سرمايه دارى ، و واقعيّت مصرفى و ويرانگر آن ، با تعبيراتى بيداركننده و قاطع اشاره كرده است ، همچون : - « هلك خزّان الأموال « 2 » مالاندوزان تباه گشتند » ؛ - « من يستأثر من الأموال يهلك ( 2 ) هر كس بخشى از اموال را مخصوص به خود گرداند ( و انحصارطلبى كند ) ، هلاك مىگردد » ؛ - « يأكل عزيزها ذليلها « 3 » قدرتمندان دنيا ناتوانان را مىخورند » و . . .
هامش
« 1 » چنان كه در برخى از كتابها ، از قول پيامبر اكرم « ص » چنين روايت كرده‌اند كه فرموده است : « ما أخشى عليكم الفقر ، و لكن أخشى عليكم التّكاثر من براى شما مسلمانان از فقر نگران نيستم ، بلكه از « تكاثر » ( و افزونخواهى و سرمايه دارى ) نگرانم » . و اين اشاره به همان مضمون صريحى است كه در قرآن كريم آمده است . در كتاب « خصال » شيخ صدوق نيز حديثى در اين باره آمده است كه در فصل آينده خواهيد ديد . شايد بتوان گفت كه حديث منقول در بالا ، اشاره به اين است كه اگر تكاثر نباشد فقر نيز نيست . و تجربه گواه اين واقعيّت است ، چه در سطحهاى محدود و چه گسترده ، زيرا همواره سرمايه دارى جهانى موجب فقر ملَّتهاى محروم است ، و سرمايه داريهاى داخلى موجب فقر فقيران و نيازمندان هر جامعه و آبادى . « 2 » « نهج البلاغه » / 1156 ؛ « عبده » 3 / 187 . « 3 » « تحف العقول » / 155 و 57 ، از سخنان امام علىّ بن ابى طالب « ع » .