تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 948

مساهمون:

ص٩٤٨
نيندازند ، به باران نرم‌گوئى مزرع اميد همگان « 1 » را سيراب گردانند ، و به نسايم ملاطفت و سلوك لايق غنچه دهنهاى خلايق را به شكرگذارى و دعاگوئى دولت پادشاهان زبان بشكفانند ، و قلم از مسطر راستى ؛ و قدم از منهج نفس بيرون نگذارند . نزاع خصما را جهت گرمى بازار محكمه به دامان تعليم ، تند نسازند ، و به اميد جريمه و ترجمان ؛ مقراض صفت دو يار همدم را به‌هم نيندازند ، و دفتر جمعيّت و سامان اغنيا و متموّلين را به باد دهن‌بينى از هم نپاشند ، و در حفظ شوارع و سبل خود را مهين شريك دزدان و راهزنان نشمارند . سيّم : طبقه عاليهء قضات و حكّام شرعند كه هاديان طريقت و مرشدان شريعت‌اند ، بر پادشاهان و فرماندهان لازم ؛ و متحتم آن است كه به‌جهت تمشيت اين امر خطير مردمانى را معيّن ، و جمعى را مشخّص فرمايند كه عارف به احكام و مطّلع بر حلال و حرام باشند ، و در تقسيم مواريث و متروكات خود را برادر بزرگ ورثهء ميت نپندارند ، و به دست‌انداز طمع شوم ؛ گريبان طاقت آن مرزوبوم را پاره نسازند ، و در تشخيص حق و باطل نظر بر كهنگى و نوى جامه و دستكار متخاصمين نيفكنند ، ضحّاك صفت مغزجان خلايق را طعمهء ماران حرص نگردانند . و پر ظاهر است كه عمّال شرع كه در شيوهء ديندارى و حسن اطوار ؛ دستورالعمل اهل روزگارند ، هرگاه به سوزن قلم و رشتهء رقم كيسه‌ها بر احوال ايتام و ساير مسلمانان دوخته ، دست به گرفتن رشوه و زبان به حكم ناصواب بگشايند ، عمّال عرف به طريق اولى در حفظ ضوابط حكومت و عمل بىباكى
هامش
( 1 ) همگنان : « ج ، د » .