جماعت روشن و معلوم خواهد بود كه امر خطير سلطنت بر بسى تدابير صائبه منوط ؛ و بر بسيارى از ضوابط و قواعد كليّه و جزئيّه مشروط است ، و از آن جمله توفير اموال خزاين و تقدير مداخل و مخارج است ، به نحوى كه از سيل تعدّى و بيداد بنياد آسايش عباد شكستى نبيند ، و غبار ناخوشنودى و بددعائى از خانهخرابى رعيّت بر دامن دولت پادشاهان ننشيند ، و الا دولتخواهى نخواهد بود ، چه مفاسد آن بيش از فوايد است ، چنان كه سابقا بر وجه احسن واضح و مبرهن گرديد .
و همچنين رتق و فتق امور ملك و مملكت و نظم و نسق مهمات سپاهى و رعيّت و ديواندارى ميان خصما ، و احقاق حقوق عجزه از اقويا بر وجهى كه مقرون به « 1 » رضاى خالق و مشحون به صلاح دولت و احوال خلايق باشد ، و پر ظاهر است كه پادشاهان را به نفس نفيس خود پيوسته به دقايق امور عظيمه پرداختن و به تنهائى تمشيت كليّات و جزئيّات را كما ينبغى ، و جهت همّت ساختن متعذّر است ، و لهذا جمعى امين را به سررشتهدارى آن امور مأمور و سرافراز مىفرمايند ، و بر ايشان لازم است در ملاحظهء سلوك گماشتگان و كاركنان خود نيز اغماض جايز نشمارند ، و در احياى حق و اماتت باطل به جان و دل كوشند ، و در هيچ امرى دين را به دنيا ؛ و دولتخواهى ولىنعمت خود را به تحصيل غرض خود نفروشند .
عرض مطلب ارباب حوايج را از روى اشفاق و مهربانى سبب طول عمر و زندگانى دانند ، قلعهء امنيت رعيت را به حوالهء خلاف حساب خراب نسازند ، و به منجنيق در پيچيدن با خلق ؛ سنگ تفرقه در جمعيت حواس عامهء ناس
هامش
( 1 ) به : در « ج » نيامده است .