است ، فاعتبروا يا اولى الابصار .
فصل دويّم : نصايح متعلّقه به غير سلاطين از رعايا و غيرهم
در نصايح متعلّقه به اركان دولت و كارگذاران امور سلطنت است و ايشان بر چند فرقهاند :
اوّل : كافّهء رعايا و عامّهء برايااند ، چنان كه زمرهء عليّهء ملوك و سلاطين را حفظ ضوابط مذكوره - كه درخت دولت و شوكت را چون بيخ و طناب سررشتهء امور جهاندارى را به مثابه ميخاند - بايد كرد ، همچنين بر رعايا « 1 » لازم است كه از جادّهء اطاعت و انقياد ايشان انحراف جايز ندانسته همواره طريق يكرنگى و اخلاص مسلوك دارند ، و اسامى سامى آن طبقه را در خلأ و ملأ بىتعظيم و تكريم بر زبان نياورده ، دعاى دوام دولت را بر ذمّت خود دينى لازم شمارند .
چنان كه در امالى شيخ صدوق - عليه الرحمه - از حضرت امام همام موسى بن جعفر عليهما السلام منقول است ، حديثى كه حاصل مضمون آن « 2 » اين است كه : « اى گروه شيعه خود را ذليل مسازيد به سبب نافرمانى سلطان ، و فرمانفرمائى خود ، پس اگر عادل است از خداى تعالى درخواست كنيد كه او را پاينده دارد ، و اگر ظالم است مسألت نمائيد كه وى را به صلاح آورد ، صلاح
هامش
( 1 ) نيز : « الف » .
( 2 ) آن : در « ج ، د » نيامده است .