باشند ، در آن باب به آن جناب اقتدا كنند از سخنان حكمتآميز لقمان است كه : « سرّ تو بايد كه با يك كس باشد و مشورت تو با هزار » « 1 » ، و از بعضى از عرفا مشهور است كه : اى بسا عاقل كه خير و شر همهكس داند و در كار خود فروماند و به ديگرى محتاج باشد مانند چشم كه هر نزديك و دورى را بيند و در ديدن خود محتاج به آئينه است .
و حديث شريف نبوى : « المؤمن مرآة اخيه المؤمن » « 2 » نيز اشاره به اين معنى است .
مجملا در كارها غور كردن و با كاردانان شور نمودن - كافّهء خلايق خصوصا پادشاهان را - از لوازم و واجبات است ، و لكن مردم عاقل نيكنهاد كه بناى كارها بر تدابير ايشان توان نهاد بسيار كمند ، و بهجهت اين كار مردى بايد كه جمال عقلش به نور تجربه آراسته و نهال دانشش از رذايل صفات پيراسته ، از حقايق احوال سلف واقف ، و بر دقايق سخنان اكابر عارف ، و مكنون ضميرش تحصيل رضاى خالق ، و مضمون تقريرش تمهيد دعاى خلايق ، طبق اخلاصش از حلواى خوش آمد و مزاجگوئى خالى ، و حقّهء باطنش نمكدان شيوهء نمك به حلالى باشد ، چنان كه يكى از اكابر گفته است كه :
« صديقك من صدقك لا من صدّقك » « 3 » ، يعنى : يار مخلص تو كسى است كه به تو راست گويد نه آنكه به طريقه خوش آمد طريق تصديق تو پويد .
و حضرت شاه ولايت پناه عليه السلام به مالك اشتر در اين باب دستور
هامش
( 1 )
( 2 ) كنز العمّال : 1 / 154 ، حديث 768 .
( 3 ) كشكول شيخ بهائى : 1 / 136 .