چنين قباحتى صادر نگرديده است ، شكر حضرت ايزد متعال نمودم « 1 » .
بر اصحاب دانش پوشيده نيست كه : چون پادشاهان ذيشأن نالهء شكستهبال درويشان را گوش ؛ و بادهء خوشگوار تلخگوئى دادخواهان را به طوع و رغبت نوش كردهاند ، و از لوث طرفدارى خويشان و منسوبان و مقرّبان دامن را آلوده نساختهاند ، از بحر جلال قطرهاى و از كوه شكوهشان ذرّهاى نكاسته ، و از السن و افواه دوست و دشمن در مذاكرهء اين شيوهء مستحسن جز دعاى دولت و طلب مغفرت زمزمه برنخاسته ، سالها است كه صفحهء عالم از وجود زى جودشان خاى است ، و دامن اوراق از گلهاى تذكار اين مقوله محامد لبريز ، و زبان اقلام از ترجيع اين نغمهء هوش و با طربانگيز است ، اگر فايدهء اين رفتار و كردار منحصر در همين باشد نيز بهجهت ميل قلوب اولى الابصار كافى است ، چه جاى آنكه علاوه موجب سعادات اخرويه و ارتقاء مدارج عاليه ، و خوشنودى حضرت رب البريّه نيز باشد .
ششم : آنكه در هر امرى از امور كه رو دهد ، و هرگونه اراده كه در آئينهء ضمير انور صورت بندد ، خصوصا در امور كليّه ، كما ينبغى تأمّل و تفكّر كرده مصالح و مفاسد آن را نسبت به حال رعيت و آبادى مملكت بر خود عرضه دارند .
از حضرت شاه ولايت پناه مروى است كه : « فكر مرد و انديشهء آدمى در كارها آئينه است » « 2 » كه حسن و قبح عملش را به وى مىنمايد ، و نيك و بد آن را ممتاز مىگرداند ، و بر آن اكتفا نكنند ، بلكه عقول و آراى جهانديدگان
هامش
( 1 ) زينت المجالس : 262 - 264 .
( 2 ) نهج البلاغة لابن ابى الحديد : 19 / 283 .