تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
و خواهش افشانده ، آنچه مقتضاى عدالت باشد در آن معمول دارند ، و در رفع آن ستم مسامحه و اهمال روا ندارند . و در گلشن اخبار سادات اطهار عليهم السلام گلهاى احاديث به اين مضمون بسيار شكفته است كه : « حضرت رب العزّت سوگند خورده است كه نصرت مظلوم نمايد و انتقام وى كشد از كسى كه در حضور وى بر او ستم شده است ، و با قدرت يارى او نكرده است » « 1 » . و قطع نظر از اخبار و آثار و آنكه منفعت نالش شنيدن را به داد رسيدن است ، ديدهء مروّت چون تواند ديد ، و در حوصلهء فتوّت چگونه مىتواند گنجيد كه بىرحم تيره روانى ، بىچارهء ناتوانى را در زير تيغ سختى نشاند ، و ناله خارا گدازش را به فلك رساند ، و اين معنى بر كسى كه خداوند عالم قدرت بر رفع آن ستم داده ، و زور پيچيدن دست تعدّى آن ظالم را در پنجهء اقتدار وى نهاده باشد ، دل آن از آن آه و فغان به درد نيايد ، و در اعانت او كوتاهى نمايد . سلاطين كامكار چه كام دل از روزگار گيرند كه به از انتقام مظلوم از ظالم كشيدن باشد ، و ارباب شوكت چه داد عيش در ايّام دولت دهند كه خوش‌تر از داد دادن دادخواهان بود ، و چه سكّه‌اى به نام نامى شهر ياران زده شود كه پاينده‌تر از نقوش حروف نيكنامى در دفاتر اوراق تواند بود ؟ و از غرايب حكايات در اين مقام حكايتى است كه از سلطان محمود غزنوى در بعضى از كتب سير مذكور است ملخّص آن اينكه : از جنود سلطان مذكور بىباكى ، شبى به خانهء درويش بيچاره‌اى رفته به تعدّى وى را از خانه بيرون كرده ، زوجهء او را به تصرّف خود آورد ، آن عاجز ناتوان را چون غير
هامش
( 1 ) معراج السعادة : 378 .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 907 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )