قماربازى انگريزيه
و از آن جمله آن است كه : جماعت فرنگان در عرض سال دو دفعه قمار بازى كنند ، و به سبب آن جمعى صاحب سرمايهء خطير شوند و به ديگران چندان ضررى نرسد . و طريقهء آنچنانكه شنيدهام اين « 1 » است كه مردم شهر بلكه مملكت را مطلع كنند و « 2 » از هركس به طيب خاطر او - مثلا - صد روپيه گيرند تا از سه هزار كس سيصد هزار روپيه جمع شود ، پس مباشر آن كار اسامى هريك از آن سه هزار كس را جداگانه نويسند ، و تمام را به يك وضع پيچيده به نوعى كه اصلا تفرقه نتوان كرد ، و در صندوقى گذارند ، و آن زر را به يكصد و سى و سه حصّهء مختلف تقسيم كنند ، و هر حصّه را در رقعهاى نويسند ، در يكى هشتاد هزار ، و در چهار رقعه ؛ به هريكى بيست هزار ، و در هشت رقعه به هركدام ده هزار ، و در يكصد و بيست رقعه در هريكى پانصد روپيه نويسند ، و دو هزار و هشتصد و شصت و هفت كاغذ سفيد ساده است كه آنها را كاغذ حلوا نامند ، و همه را به يك وضع پيچند ، و با آن رقعههاى زردار در صندوقى « 3 » ديگر گذارند .
پس در يك صندوق سه هزار رقعه اسامى مردم است ، و در صندوقى « 4 » ديگر نيز سه هزار رقعه است ، يكصد و سى و سه رقعه زردار و مابقى ساده ،
هامش
( 1 ) آن : « د » .
( 2 ) و : در « د » نيامده است .
( 3 ) صندوق : « الف » .
( 4 ) صندوق : « الف » .