و آن دو صندوق را از هم جدا گذارند ، و بر هر صندوقى يك طفل عارى از تميز گذارند ، آن دو طفل هريك صندوق خود را برهم زنند « 1 » و رقعه برآورند و به دست امناى آن كار دهند ، هركه را طالع صاعد و بخت يار است ؛ يكى از آن رقعههاى زر با نام برآيد ، و آنكه را « 2 » طالع از همه قوىتر است كاغذ هشتاد هزار روپيه به نام او برآيد ، و بخت غنودگان را كاغذ ساده برآيد كه حلواى آن را ديگران خوردهاند ، و به نام هركس كه زر برآمد كاغذ خود را به تحويلدار بنمايد و فى الفور زر را گرفته پى كار خود رود ، و اين بازى تا دو لك روپيه و زياده از آن مىرسد ، و آن را به انواع مختلفه به حسب اختلاف كثرت و قلّت زر تقسيم مىكنند ، و مردمان متموّلگاه است كه نام خود را در بيست رقعه نويسند به اميد آنكه با هريك رقعه برآيد و لااقل دست خالى نمانند .
فروش اموال گرانبها و مال كساد شده
و نظير اين معنى را بهجهت فروش اموال نيز اختراع كردهاند ، مثلا هرگاه مال پرقيمتى باشد و يك كس نتواند كه او را خرد ، و يا آنكه مال كسى كساد شده است ، و فروختن آن به قيمت وقت بهجهت او موجب ضرر عظيم است ، پس ده كس كمتر يا بيشتر جمع شوند و قيمت آن جنس را مساوى قسمت كنند و هركس حصّهء خود را به مالك دهد ، و نام خريداران در ده رقعه - مثلا - نويسند و در ظرفى سربسته گذارند و نام آن جنس را در يك رقعه
هامش
( 1 ) زند : « د » .
( 2 ) را : در « الف » نيامده است .