و فهرست ضبط تواريخ را « نمبر » « 1 » نامند ، و نوشته به ناظر عدالت نويسند و آن را « وارن » گويند كه فلان شخص بر فلان كس به جهت فلان مطلب يا مبلغ نالش كرده است بايد مدّعى عليه مدّعى را راضى كند « 2 » ، و يا آنكه ضامن دهد كه در روز رو به كارى حاضر شود ، و يا آنكه در قيد خانه رفته مقيّد شود ، پس ناظر آن نوشته را دستخط كرده به يكى از ملازمان دهد كه به او رساند ، و چنين مقرّر است كه ملازم به خانهء دربسته و محلّ سراى آن شخص بىاذن داخل نشود .
پس اگر در اندرون خانه نشست و در بر خود بست « 3 » قدرت بر دخول ندارد ، و اگر بهطورى خود را در خانهء او يا در كوچه و بازار غافل به او رسانيد و نوشته را به او داد البته در همان وقت يكى از سه مرحله را قبول كند ، پس اگر مدّعى را راضى كرد وى عريضه نويسد و آن را « رضانامه » گويند ، به اين مضمون كه من از مدّعى عليه خود راضى شدم ، و اگر ضامن داد ضامننامه نوشته به ناظر مىسپارد ، و الّا در قيد خانه مىرود .
و مقرّر است كه اخراجات او مادام الحبس ماهى دو روپيه و نيم بر ذمّه مدّعى است تا روزى كه دعوى فيصل شود ، و قيد خانهء اين اشخاص سواى قيد خانهء اصحاب جنايات است كه ذكرش خواهد آمد ، و بر ايشان زنجير و غيره از آلات قيد نيست ، پس مدّعى عليه نيز وكيلى از جانب خود مقرّر كند و آنچه مدّعى نگاشته است آن وكيل به نظر او مىرساند و جواب گيرد ، و آن جواب را
هامش
( 1 ) .Number( 2 ) از ( بهجهت فلان . . . راضى كند ) : در « ب » نيامده است .
( 3 ) ببست : « الف » .