مندرج مىكند ، و به معرفت يكى از وكلا به خدمت « جج » « 1 » - به دو جيم يعنى صاحب عدالت مطالبات - مىرساند ، و وكلا اشخاص چنداند كه اسامى ايشان در دفتر صاحبكار نوشته شده است ، و مشهور به نيكنامىاند ، و از آئين سررشتهء كامل دارند ، و اصلا در ماهه و مواجبى به جهت ايشان مقرّر نيست .
و چنين مقرّر است كه : هرگاه دعوى فيصل شد خواه برد باشد و خواه باخت ، از صد روپيه پنج روپيه از موكّل خود مىگيرند ، و « 2 » تا هزار روپيه به اين نهج است ، و چون بيشتر شود كمتر شود ، و در هر مرحلهاى مقدارى مقرّر است ، و در ذكر آن فايدهاى نيست ، و چون عريضهء او به صاحب كار رسيد اوّل رسوم كمپنى را كه آن نيز در صدر چيزى مقرّر است از او گيرد ، و اگر مدّعى مفلس است و قسم بر افلاس خود ياد كند « 3 » از او چيزى نگيرند .
پس اگر دعوى يك روپيه تا پنجاه روپيه است به كمتر رجوع مىشود و تا صد روپيه به امين صدر حواله مىشود ، و اگر تا پانصد روپيه است بر « چستر » « 4 » رجوع شود ، و زياده از پنج هزار روپيه را صاحبان « اپيل » « 5 » فيصل مىنمايند ، و تا پنج هزار روپيه را خود متوجّه مىشود ، و در پشت آن عريضه تاريخ ورود آن را نويسند و به سررشتهدار حواله كند كه چون موافق ترتيب دعاوى نوبت او رسد به حضور رساند .
هامش
( 1 ) .Gudge( 2 ) و : در « الف » نيامده است .
( 3 ) مىكند : « د » .
( 4 ) چستر« Chester »لقبى است كه به افراد مذهبى اطلاق مىشود .
( 5 ) أپيل : شكايت را به دادگاه بردن و درخواست فيصله نمودن دعوا . ( جامع اللغات اردو :
6 / 228 )