بطن « بيو بيگم » شد ، وى نيز با قوم انگريز مداخلت كليّه بههم رسانيد و از دل و جان مريد و خواهان دولت ايشان گرديد ، و سامان نظامت را بالمرّة به غارت داد ، و عسكر و سپاه را به استظهار اين جماعت بر طرف كرد ، و چراغ در دست گرفته خانهبهخانه و شهربهشهر صوبهء بنگالا را به ايشان نمود ، و مىگفت كه تا دولت كمپنى هست من هم هستم « 1 » .
و آخر الامر مضمون بلاغت مشحون حديث شريف مشهور به ظهور رسيد و با آن حقوق و احسان بسيار « 2 » ، او نيز به قيد ايشان گرفتار گرديد ، ( و بعد از چندى با يك جهان افسوس ملك فانى را به ايشان سپرده « 3 » ، از اين « 4 » سراى فانى ارتحال نمود ، و بعد از او رفتهرفته امر نظامت به اينجا رسيد كه يكى از اولاد مير محمّد جعفر خان موصوف را بر مسند نظامت نشانيده به طور زكات چيزى به او مىدهند ، و بالمرّه حكومت و رياست و فرمانفرمائى بنگالا و آن حدود بالتمام به سركار كمپنى بهادر قرار گرفت ، و حال تحرير اين رساله سالى شانزده لك روپيه را مفت و عبث و بىفائده محض از براى مراعات عهد ، و فى الحقيقه به عنوان تصدّق به ناظم وقت كه دلير جنگ پسر مبارك الدولهء مذكور است مىرسانند ، و كيفيّت مسخّر شدن ملك شجاع الدوله و راه يافتن به شاه جهانآباد و دكهن در ضمن شرح احوال حيدرآباد
هامش
( 1 ) و نظر به عدم صفاى نيّت ، و خبث ارادت ، و كثرت منيّت و غرور او نيز نايل و خوار ، و به قيد ايشان گرفتار شد ، و آخر الأمر با صد جهان بدنامى و غم و غصّه ، و خسر الدنيا و الآخرة از اين سراى فانى ارتحال نموده : « الف » .
( 2 ) ازو آخر الأمر مضمون - تا - احسان بسيار : در « ب » نيامده است .
( 3 ) و بعد از چندى . . . به ايشان سپرده : در « ب » نيامده است ، سپرد : « الف » .
( 4 ) و از اين : « الف » .