كلّى « 1 » بههم رسانيدند ، و به فاصلهء يك دو سال مير مذكور كه « 2 » دائما از خمار شراب و بنگ و آواز چغانه و چنگ سرمست و مدهوش بود .
مصراع « 3 »
چون كلوخانداز را پاداش سنگ است
گرفتار مجملى از عقوبات دنيويّه افعال خود گرديد ، و جماعت انگريزيه در دل به او خطاب كرده گفتند كه :
مصراع « 4 »
تو به خويشتن چه كردى كه به ما كنى نظيرى
تو با ولىنعمت خود چه وفا كردى كه با ما كنى ؟
پس او را به بهانهاى گرفته در كلكتّه محبوس و مقيّد نمودند ، و مير قاسم على خان مخاطب به عاليجاه داماد مذكور او را در مرشدآباد بر مسند نظامت نشانيدند ، و چون قليلى از ايّام حكومتش گذشت بناى مخالفت و بىالتفاتى با اين قوم را استوار نمود ، چنان كه در يوم واحد حسب الحكم او چند كس را در عظيمآباد به تيغ بىدريغ هلاك كرده اجساد ايشان را در چاه خانهء مرحوم حاجى احمد برادر نوّاب مهابت جنگ مذكور ريختند .
هامش
( 1 ) كلّى : در « د » نيامده است .
( 2 ) كه : در « الف » نيامده است .
( 3 ) مصراع : در « ب ، د » نيامده است .
( 4 ) مصراع : در « ب ، د » نيامد و بيت : « ب » .