به دو سن مربّى « ميرن » مذكور بودند در آب غرق كردند ، و در شب آن روز بر آن بىدين برق افتاد و به آتش غضب رب العالمين هلاكت « 1 » شد ، و مشهور است كه آندو مظلومه در هنگام غرق شدن همين دعا را در حق آن « 2 » ظالم كرده بودند ، به درگاه منتقم حقيقى به درجهء اجابت رسيد .
و از ملاحظهء كيفيّت رفتار جماعت انگريز يقين حاصل مىشود « 3 » كه اگر نوّاب سراج الدوله از ستم سرداران نفاق پيشهء خود به آن جماعت التجا مىبرد ، و يا آنكه به دست ايشان گرفتار مىگرديد ، البته آن جماعت اين رفتار را با او معمول نمىداشتند ، بلكه ملك را به او مسترد نموده ، با او به وضعى كه موجب استراحت و اطمينان طرفين بود معامله مىنمودند ، چنان كه با نوّاب شجاع الدّوله و ديگران كردند ، و ظاهر آن است كه آن نمكبحرامان از خوف حمايت اين جماعت در قتل آن مظلومان جلدى كردهاند .
چون اين واقعه من البداية الى النهاية سراسر پند و نصيحت و محل اعتبار بود ؛ به جهت تنبيه مطالعهكنندگان سخن را در آن دراز نمود ، « فاعتبروا يا اولى الابصار » !
پس جماعت انگريز را در اين ملك رخنهء كامل حاصل گرديد و دخيل در امور نظامت و حكومت شدند ، و با امرا و سركردگان به خوبى پيوستند ، و بر شدت نفاق و عدم وجود اتّفاق « 4 » در تمامى اين حدود اطلاع
هامش
( 1 ) هلاك : « الف ، ب » .
( 2 ) او : « ب » .
( 3 ) مىشد : « ب » .
( 4 ) اتّفاق : در « د » نيامده است .