شد ، و از حضور پادشاه وقت - كه ظاهرا شاه جهان بابرى بوده است - عزّت بسيار يافت ، و از او مخلّف شد مرحوم مغفور مبرور حاجى محمّد جعفر ، و وى در بندر « هوگلى » كه قريب به كلكتّه است ، و سابق بر اين بندر بنگاله و هند ، و نهايت معمور ، و مجمع اعيان و تجّار بوده است مقام گرفت ، و روزگارى را به عزّت مىگذرانيد ، و از او مخلّف شد عاليجاه رضوان آرامگاه آقا باقر ، وى نيز مدّتى را در آن بندر گذرانيد و به جوهر ذاتى و استعدادى كه داشت با امراء و حكّام نهايت ارتباط حاصل كرده تقرّب تامّ در خدمت نوّاب غفران مآب مهابت جنگ صوبهدار بنگاله « 1 » به هم رسانيد .
بعد از چند نوّاب مرحوم وى را به جهت تمشيت بعضى از امورات به عنوان سفارت به خدمت نوّاب غفران مآب صفدر جنگ بهادر وزير احمد شاه بن محمّد شاه بابرى فرستاد ، آن خدمت را به آئين شايسته به انجام رسانيد ، و نوّاب وزير را از رفتار و كردار و گفتار وى نهايت « 2 » خوش آمده « 3 » خواهش نمود كه در خدمت وى توقّف نمايد ، و فرمود كه از نوّاب مهابت جنگ رخصت حاصل « 4 » خواهم نمود ، در جواب معروض داشت كه : اين معنى عين سعادت و مايهء افتخار است ، و لكن جنابعالى را بعد از اين حركت چگونه بر اين فدوى اعتماد خواهد شد كه محسن قديمى را گذاشته به جهت تحصيل جاه و حشمت مايل توقّف در حضور شوم ؟
هامش
( 1 ) بنگالا : « ج » .
( 2 ) به غايت : « ب » .
( 3 ) آمد : « الف » .
( 4 ) حاصل : در « ب » نيامده است .