بود بنا كرده است ، و به « حسينى دالان » « 1 » مشهور است .
و نوّاب معظّم اليه از حسن ارادت و نهايت اخلاص و ديندارى به اهتمام امور آن مكان شريف مشغول مىشد ، و در غايت خوبى به انجام مىرسانيد ، و از شدّت تقدّس و صلاح ، فاتحه خوانى را در عهدهء خود و برادر نامدار و الا تبار خود گذاشته بود ، و هرگاه يكى بر منبر مىرفت ديگرى شمعدان را بر دست گرفته ، در نهايت عجز و انكسار در پاى منبر مىايستاد .
و در شب هفتم - چنان كه رسوم اين ملك است - اسبى را به صورت ذو الجناح مىسازند و در شهر مىگردانند ، آن دو امير معظّم دو طرف لجام آن اسب را گرفته بر سر و سينهزنان در شهر با دستگاه تمام نوحهكنان مىگرديدند .
و در روز عاشورا حسب العادهء اين ملك ، شبيه ضريح مقدّس را ؛ با افغان و زارى پياده به خارج شهر قريب به يك فرسخ برده دفن مىكردند .
تعزيهخانهء مرشدآباد « 2 »
و در مرشدآباد تعزيهخانهء بسيار عالى است كه نوّاب سراج الدوله شهيد بانى آن است ، و به جهت اخراجات آن مبلغ خطيرى از املاك مقرّر كرده بوده است ، و جماعت انگريزيه آنها را به سبب بعضى از مصالح به تصرّف خود درآوردهاند ، و در سالى دوازده هزار روپيه « 3 » به ناظم آن بلده مىرسانند كه به
پاورقی
( 1 ) حسينى دالان - حسينيّه .
( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 3 ) دوهزار : « ج » .