تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
مصارف مقرّرهء آن مكان برساند « 1 » . و در ايّام عاشورا از دولت سركار كمپنى بهادر فى الجمله رسوم تعزيه‌دارى در آنجا به عمل مىآيد ! و در بعضى از اوقات بندگان ناظم مست و لا يعقل آمده بر مسند كبر نشسته بر متكاى نخوت و بزرگى تكيه مىدهد ، و جماعت انگريزيه نيز بر كرسيها در مقابل او مىنشينند ، و بسا هست كه از غايت بىهوشى در عقب منبر رفته به خواب مىرود ، و يا آنكه شراب مىآشامد ، و در هنگام فاتحه خوانى شخصى بر منبر رفته به نام او و گذشتگان او كه احوال ايشان لايق اين دفتر نيست فاتحه مىخواند ، و اصلا نام باعث و بانى آن مكان شريف يعنى نوّاب شهيد را بر زبان نمىآورند ، و لكن غافلند از اين معنى كه شنونده حكيم و داناست . مجملا : اگر مقدمهء دوازده هزار روپيه و اهتمام جماعت انگريزيه نبود چون تعزيه‌خوانه‌هاى ديگر اثرى الى الآن از آن مكان باقى نمانده بود ، حسن سلوك و انصاف اين جماعت را بايد ديد كه با آنكه از اسلام بيگانه‌اند و نوّاب سراج الدوله دشمن ايشان بوده است ، الى الآن آن مبلغ را به آن سركار مىرسانند و در تمام قلمرو خود به آن تسلّطى كه دارند املاك و عقاراتى كه وقف معابد مسلمين يا هنود بوده است همه را برقرار گذاشته‌اند ، با آنكه مبالغ خطيره‌اى مداخل آنهاست ، اميد كه حق تعالى ديدهء بصيرت و تقليد به اهل اسلام نيز كرامت كند . القصّه : در يوم سيّم ماه صفر المظفر از سنهء مذكوره كه نيّر اعظم در برج حمل طالع و روز عيد نوروز سلطانى بود ، نوّاب نصرت جنگ بهادر در ساعت
هامش
( 1 ) برسانند : « الف » .