سعد به دالان مقدّس مذكور مشرّف شده در هنگام مراجعت بر « پالكى » « 1 » - كه نوعى از سوارى است ، و مخصوص امراى ذوى الاقتدار است ، و بدون اجازهء سلطانى هركس را قدرت سوار شدن آن نيست ؛ به حكم شاهزاده بلند ارادهء سليمان شكوه بن شاه عالم پادشاه برادر والاگهر پادشاه حال محمّد اكبر شاه ، و اجازهء امير الامراء « لارد منتو » ناظم ممالك محروسهء سركار كمپنى انگريز بهادر متعلّقهء كشور هند - سوار شد .
و فى الجمله در ازمنهء سابقه ناظمان بنگاله را نيز در آن باب مدخليتى بوده است ، و در اين اوان نظر به عدم قابليت ناظم وقت احدى اعتنا به او نكرد و از وى رخصت نگرفت ، و وى را نيز مجال دم زدن نشد و در آتش رشك و حسادت بجز سوختن و صبر چاره نديد .
بيان نسب نوّابان معظّمان دام عزّهما « 2 »
در اين وقت مناسب آن است كه فى الجمله سلسلهء عليّه نوّابان معظّم اليهما نگارش شود تا مطالعه كنندگان را انتظارى نماند .
بدانكه : مرحمت و غفران پناه فاضل كامل حاجى محمّد مقيم - كه از علماء و اعزّهء طالقان قزوين بود - به سببى از اسباب وارد مملكت هندوستان
هامش
( 1 ) پالكى ؛ يك نوع سوارى قديمى است كه چهار پنج متر طول و سه متر عرض داشته ، و در دو طرف آن چهارچوب دستگيره داشت ، و چهار نفر آن را بر دوش خود حمل مىكردند ( جامع اللغات : 133 ) ، نالكى : « الف ، ب ، ج ، د » ، و آنچه از فرهنگ لغات هندى بدست آمده « پالكى » صحيح است .
( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .