نصرت جنگ - ادام اللّه توفيقاته - به احتمال آنكه عيال همراه من باشند دو قطعه خانه به جهت سكونت من مقرّر فرموده بود .
پس من در يك قطعه منزل كردم ، و رفقاى سابق الذكر در قطعهء ديگر قرار گرفتند ، و نوّاب معظّم اليه به اتّفاق برادر نامدار خود نوّاب كريم الالقاب ، فواضل اكتساب ، نخبة الامراء « 1 » ، و زبدة النجباء ، جامع فضائل صورى و معنوى ، اخوى مقامى ، امير « 2 » الملك ، شمس الدوله سيد احمد عليخان بهادر ذو الفقار جنگ - ادام اللّه عزّه - به ملاقات تشريف آوردند ، ايشان را در همهء مراحل از آنچه شنيده بودم بهتر ديدم ، و حق آن است كه در اين حدود قليل النظيرند ، با علما در نهايت فروتنى و تواضع ، و با اهالى دنيا به غايت بزرگى و سرورى ، و به قدر مرتبه و شأن با هر يك سلوك و رفتار را منظور دارند .
و نوّاب شمس الدوله بهادر در علاوه بر مراتب اوصاف بزرگى ، به علوم متداوله ، خاصّه در كلام نيز مربوط است ، چنان كه رساله در تقسيم عقل و مراتب آن تأليف فرموده بود ، و به مطالعهء من رسانيد ، الحق نهايت پسنديده و نيكو تأليف شده بود ، افسوس كه مداخل آن در سركار به قدرى كه بايد نيست « 3 » ، سبحان اللّه الحكيم الخبير .
هامش
( 1 ) از ( نخبة الامراء - تا - امير ) : در « ب » نيامده است .
( 2 ) منير : « ج » .
( 3 ) يعنى درآمد مالى ايشان در ادارهء حكومتى به قدر شأنش نيست .