تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
شعر « 1 »
فلك را عادت ديرينه اينست * كه با آزادگان دائم به كين است
اگر احدى اين مطالب را خلاف واقع ، و فقير را صاحب غرض داند ، محنت اندك سياحتى را بر خود بگذارد ، يا آنكه از عامّهء متردّدين آن حدود استفسار نمايد ، اگرچه به زعم خود با اين فقير خوش سلوكى كرده است ، و لكن چه بايد كرد كه وقايع نگارى مقتضى آن است كه احوال بر وجه راستى و درستى نگارش شوند ، القصه ؛ در آن مدّت در « جهانگيرنگر » بوديم ، دقيقه‌اى از آداب « 2 » و تعارفات و سلوك را فرو گذاشت نكردند ، و مكرّر ملاقات فيما بين اتّفاق مىافتاد .

رؤيت هلال ماه محرم الحرام سنه 1224 در بلدهء جهانگيرنگر ، و كيفيت عزادارى بزرگان آنجا و بلدهء مرشدآباد « 3 »

پس هلال ماه محرم الحرام سنهء يكهزار و دوصد و بيست و چهار ( 1224 ) هجرى دررسيد ، و بزرگ و كوچك به عزادارى مشغول شدند ، و در آن بلده ، تعزيه خانهء قديمه‌اى است كه يكصد و پنجاه سال تقريبا قبل از اين ، « مير مراد » نامى كه نهايت مقدّس و صالح و ديندار و از سلسلهء سادات اطهار
هامش
( 1 ) شعر : در « ب ، ج » نيامده است . ( 2 ) از ( و دوستى - تا - از آداب ) : در « د » نيامده است . ( 3 ) عنوان : در « ب » نيامده است .