فصل بيست و دويّم ورود عظيمآباد بعد از مراجعت از فيضآباد « 1 »
و در روز بيست و هشتم شهر مذكور دو ساعت تقريبا از شب گذشته وارد جنّت البلاد عظيمآباد شديم ، و در پائين مدرسهء مرحوم نوّاب سيف خان - كه ذكرش سابقا گذشت - كشتى را بسته خود در آن مدرسه مقام گرفتم ، در همان شب عالى جناب مستغنى الالقاب سيد كاظم على خان بهادر ، و عاليشأن امير على « 2 » خان صاحب ، و جمعى ديگر از اعزّه به ملاقات آمدند ، چون روز شد دولت و اقبال همراه « مهاراجه جها و لعل » - كه ذكرش در شرح احوال لكهنو گذشت - به اتّفاق بندگان نوّاب مستطاب عباس قلى خان بهادر نصرت « 3 » جنگ - دام اقباله - خلف ارجمند نوّاب غفران مآب منير الدوله بهادر - كه ذكرش در ضمن احوال سابق عظيمآباد گذشت - تشريف آوردند ، چون ماه مبارك رمضان قريب بود توقف نمودم ، و اعزّه و مقدّسين خاطر را مسرور مىداشتند ، و به تحقيق مسائل مشغول بودند ، الحق در آن ماه مبارك ؛ به سبب الفت و محبّت دوستان بر من نهايت خوش گذشت .
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) على : در « ب » نيامده است .
( 3 ) از ( نصرت جنگ ) تا ( منير الدوله بهادر ) : در « ب » نيامده است .