معروف شدند ؟ زيراكه از روزى كه از جهاز « 1 » وارد اين حدود شدهام ، در هر شهر و بلده امرا و بزرگان خوش رفتارى فرمودند ، چنان كه مفصّلا يا مجملا به سماع دوستان رسيده باشد ، خاصّه اكابر و اعيان فيضآباد خجسته بنياد « 2 » ، و غير از جهّال بلدهء لكهنو همهء شيعيان اداى حقوق و پاس آداب علما را منظور « 3 » داشتند .
پس يا جميع اين مملكت خالى از اهل معرفت بوده است ، يا آن بلدهء خاصّه ؛ عاقلان تميز خواهند داد ، بلى بندگان جليل الشان ، ثريا مكان جنابعالى متعالى ، اعنى : نوّاب مستطاب ، فلك جناب ، مالك رقاب « 4 » وزير الممالك بهادر - دام اقباله العالى - را در عدم التفات عذرى بود كه به حسب « 5 » رسوم دنيويّه محقّ « 6 » بودند ، و اين عاصى بر عذر ايشان مطلع شد و پذيرفت ، و هميشه دعاگوى ايشان خواهد « 7 » بود .
و عجبتر آن است كه : حضور پرنور مانع احدى نشدند ، و مع ذلك همه قصور خود را مبنى بر عدم تفقّد حضور داشتند . بههرحال بر همهء عقلا واضح باد كه :
هامش
( 1 ) جهاز : كشتى .
( 2 ) بنيان : « ب » .
( 3 ) به پا : « ب » .
( 4 ) فلك جناب ، مالك رقاب : در « ب » نيامده است .
( 5 ) به سبب : « ب » .
( 6 ) مخفى : « ب » .
( 7 ) خواهم : « ب » .