آه . . . وا اسفاه ! در آن شهر كه از سواد اعظم هندوستان است از علما و عقلا و امراء كسى نبود كه به اين نكته برخورد ؟ - جزاهم اللّه عنّي خير الجزاء - و بعد ذلك بدانند كه عالى حضرت سامى مرتبت ، فضيلت مآب ، مبادى آداب مولوى صاحب مومى اليه از جملهء شاگردان اين دودمان و پرورش يافتگان اين خاندان است ، و اشتهار ايشان در بلدهء لكهنو از بركت نوشتهجات بزرگان « 1 » اين خانه است ، پس ما را با ايشان بجز دوستى چيزى نيست ، و به خصوص امورات دنيويه با ايشان نزاعى نيست .
و عمدهء سخن ما « 2 » با ايشان در مسائل علميّه و عمليّه ، مثلا لعن و طعن بر علماء كرام چون : عالم ربّانى « 3 » ملّا محسن كاشانى و امثاله است ، و از اين قبيل « 4 » نزاع در ميان علماء و فضلاء از قديم بوده است ، و منبعد نيز خواهد بود ، و احدى آن را حمل بر عدوات نكرده است ، و اگر شرذمهاى « 5 » از نوع نزاع در مسائل كه فيما بين علماء عراقين « 6 » شايع است در ملك هندوستان بشود محتمل است كه موجب فساد عظيم بشود ، پس بر جهّال طرفين لازم آن « 7 » است كه زبان را از غيبت علماء بند كنند ، و نمّامى و شيطنت را موقوف دارند ، و رزق و روزى خوردن و گذران معيشت را از اين ممرّ معاف نمايند .
هامش
( 1 ) بزرگان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) ما : در « ب » نيامده است .
( 3 ) زمانى : « ب » .
( 4 ) جوره : « الف ، د » ، جوره - گونه و قبيل .
( 5 ) شرذمهاى : كمى ، اندكى ، قليلى .
( 6 ) عراق : « ب ، ج » .
( 7 ) آن : در « ب ، ج » نيامده است .