قاطبهء هنود ، بعد از فوت شوهر باز شوهر كنند ، و نكاح دويّم را « انند » خوانند ، و در احكام با كتاب « شاشتر » كه معمول به قوم هنود است اختلاف بسيار دارند .
و گويند كه : نانك براى هدايت خلايق مبعوث شده است ، و او را پيرى « 1 » و مرشدى نيست ، بلكه او مرشد تمام عالم است ، و از اين جهت او را « گرو » لقب كردهاند ، و نه خليفه به جهت او شمارند ، و همه را « گرو » يعنى مرشد دانند « 2 » .
اول ايشان « گرو انگد » است كه از قوم « كهترى تهون » و از مريدان نانك بود ، و چون وى فوت نمود « كرو امرداس » كه از مريدان او و از قوم كهترى بهلى « 3 » بود خليفهء دويّم شد ، و چون وى فوت نمود « گرو رام داس » مريد او كه از قوم « كهترى سودى » بود جانشين او شده خليفهء سيّم شد ، و چون وى فوت نمود « 4 » « گرو ارجن » خلف وى به خلافت مستقر شده خليفهء چهارم شد ، و بعد از او پسرش « كرو هرگوبند « 5 » » مستقر شده خليفهء پنجم « 6 » شد ، و بعد از او پسرش « سيرى هرراى » خليفهء ششم شد ، و بعد از او پسرش « 7 » « سرى هرگشن » خليفه هفتم شد ، و بعد از او پسرش « تيغ بهادر » خليفهء هشتم شد ،
هامش
( 1 ) بيرى : « الف ، د » .
( 2 ) گويند : « ب » .
( 3 ) از ( كهترى بهلى ) تا ( از مريدان او ) : در « ب » نيامده است .
( 4 ) شد : « ب » .
( 5 ) گويند : « الف ، ب » .
( 6 ) پنجم : در « ب ، ج » نيامده است .
( 7 ) از ( پسرش ) تا ( خليفهء ) : در « ب » افتادگى دارد .