لكهنو روانهء مجمع الأبرار فيضآباد فيض بنياد « 1 » شدم ، چون تقريبا به دو فرسخى شهر رسيدم ، اعزّه و اعيان مثل : عاليجاهان نوّاب ميرزا غياث الدّين محمّد خان ، و ميرزا محمّد تقى خان ، و ميرزا سيّد و صاحب « 2 » و نوّاب ناظر و طرب عليخان ، و جمعى ديگر به استقبال آمدند ، چون وارد شدم به حضور مقدسهء جناب عاليهء متعاليه « 3 » - دام اقبالها - رفتم اشفاق بسيار فرمود ، در باغى « 4 » - كه قريب به دولتخانهء عامره بود ، و در يك جنب آن مسجد و حمّامى بود ، و به جهت سكونت من مقرّر فرموده بودند - منزل كردم ، و شروع به تدريس و تصنيف نمودم ، و بعد از چندى عازم بر رخصت شدم مانع شدند .
رؤيت هلال ماه محرم الحرام سنهء ( 1223 ) در فيضآباد « 5 »
پس ماه محرم الحرام سنهء يكهزار و دوصد و بيست و سه هجرى دررسيد و پير و جوان به « 6 » عزادارى مشغول شدند ، و در آن حدود رسم بود كه در وقت سينه زدن دهل و نى مىنواختند من « 7 » منع كردم در حضور مقدّسه و اغلب بزرگان ديندار موقوف گرديد « 8 » .
هامش
( 1 ) فيض بنياد : در « ب » نيامده است .
( 2 ) صاحب : در « ب » نيامده است .
( 3 ) متعاليه : در « ب » نيامده است .
( 4 ) و در باغى : « ب » .
( 5 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 6 ) در : « ب » .
( 7 ) و من : « ب » .
( 8 ) گردانيد : « الف » .