وى در مذهب صوفى منش بوده ، و در اكثر كلمات او طعن بر تمام مذاهب و طرق از كفر و اسلام موجود است ، و به زيارت مكّهء معظّمه و مدينهء مشرّفه ، و عتبات عاليات مشرف شده ، به صحبت اهالى عربستان و فارس و عراق رسيده ، فى الجمله از علوم عربيّت را « 1 » تحصيل كرده ، كتابى به زبان فارسى تصنيف نموده است ، و در ظاهر بر طريقهء اهل اسلام نماز پنجگانه و روزه به عمل مىآورده ، و تلاوت قرآن شريف مىنمود ، و هميشه قرآن مجيد « 2 » را حمايل كرده همراه مىداشت ، و بر جبّهاش كلمهء طيّبه و اسماء الهى منقوش بود .
و در هنگام وفاتش در ميان مريدين او « 3 » از قوم مسلمان و هندو در كيفيّت تجهيز او اختلاف واقع شد ، مسلمين ارادهء دفنش داشتند ، و قوم « كهترى » را منظور سوزانيدنش بود ، مقارن حال شخصى به صورت درويش اجنبى از فريقين پديد آمد « 4 » ، مريدانش گويند كه خود « نانك » بود كه بدانصورت مشكّل شده بود ، پس به فريقين گفت كه : كفن او را بگشائيد ، اگر چيزى يابيد من بعد نزاع نمائيد ، چون ديدند به جز پيراهن چيزى نبود ، پس لاچار « 5 »
هامش
مچهه ، كچهه ، ناراه ، نرسنگ ، بامن ، پرشسرام ، رام چندر ، كرشن ، رام چند ، بودهه .
( مهذب اللغات اردو : 1 / 408 )
( 1 ) را : در « ب » نيامده است .
( 2 ) شريف : « ب ، ج » .
( 3 ) او : در « ب » نيامده است .
( 4 ) به ديد آمده : « ب » .
( 5 ) ناچار : « ب » .