تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
نوعى از حلويات هند است سازند ، و در آن كارد خاصى را كه در ميان خود دارند شويند ، پس مريدان آشامند و به آن شخص اين كلمه را تلقين كنند : « اكهوجى « 1 » و اكرو « 2 » بهى اكهوجى واه كرو در شن جت ، و كهكى « 3 » اكهوجى ، واه كرو و سريت « 4 » سنكت « 5 » كو پيرى پير « 6 » » و خلاصه ترجمهء آن اين است كه : به « كرو آه كرو » يعنى : اى مرشد ! باز به « كوواه كرو » به حضور قلب ، به « كوواه كرو » ، و قدم بوس شدم جملهء مريدان و جملهء حضّار را . و جماعت « 7 » « سكّه » هركه را مريد مىسازند به صورت خود مىكنند ، يعنى موى تمام اعضا را به حال خود مىگذارند ، و الا ناخن چيزى از فضلات بدنيه را ازاله نمىكنند ، و اغلب اوقات رخت سياه پوشند « 8 » ، واحدى را بر ديگرى « 9 » ترجيح نيست ، و همه با هم « 10 » پير « 11 » برادرند ، يعنى برادر دينىاند ، و غير از « نانك » و ده اوتار او كسى را « گروه « 12 » » ننامند ، و زنان ايشان بخلاف
هامش
( 1 ) الهوجى : « ب » . ( 2 ) اكروهى : « ب » . ( 3 ) دكهكى : « الف ، ب » . ( 4 ) شربت : « ب » ، سربت : « د » . ( 5 ) سكت : « ب » . ( 6 ) كوينرى نيز : « ب » . ( 7 ) و جمله : « ب » . ( 8 ) مىپوشند : « الف » . ( 9 ) به ديگرى : « ب » . ( 10 ) همه با هم : در « ب » نيامده است . ( 11 ) بير : « د » . ( 12 ) گرو : « ب » .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 580 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )