بيست و پنج فرسخ - تقريبا - از نواحى قريهء مسيّب به ارض اقدس نجف اشرف ، كه سلاطين با شوكت و حكّام با قدرت به آرزو و تمنّاى آن كار از دنيا رفتند و به اين فيض نرسيدند ، و فيّاض متعال بر روى آن امير بىهمال ابواب خير و توفيق را گشود و آن عقدهء لم ينحل به سرانگشت جود او منحل ، و آن توقيع رفيع و افتخار منيع به نام نامى و اسم گرامى او مسجّل گرديد ، و پنج لك روپيه به جهت اخراجات داد ، و ناتمام بود كه به رحمت ايزدى پيوست ، و دو لك روپيه به جهت تتمّهء اخراجات آن جناب عاليهء متعاليه « 1 » دادند و به حمد اللّه به اتمام رسيد .
خاص و عام تا روز قيام طلب آمرزش و مغفرت در درگهء آن سرور انام به جهت آن خير الحكام مىنمايند .
شعر « 2 »
نام نيكى گر بماند ز آدمى * بِه كه زو ماند سراى زرنگار
تعزيهخانهء آصفيّه
و از آن جمله : تعزيهخانه و مسجد عالى است كه قريب به دولتخانه بنا نموده است ، و زياده از بيست لك روپيه خرج آن كرده ، و از غرائب و لطايف ابنيه است كه در آن حدود مثل آن به نظر نرسيده است .
پانصد گز زمين را به حدّى كه به آب رسيده است حفر كردهاند ، و تمام را از آجر و آهك پر كردهاند ، و تا به حدّ كرسى عمارت بلند كردهاند ، و بعد از آن
هامش
( 1 ) منظور مادر آصف الدوله است .
( 2 ) شعر : در « ب ، ج ، د » نيامده است .