هوا ساختهاند كه بر آنها دروازهء بسيار گذاشتهاند به جهت آن دروازهها از نى پنجره سازند ، به نوعى كه هرگاه كه خواهند بردارند ، و هروقت كه خواهند بگذارند ، و سوراخ آن پنجرها را از - خس پر سازند ، بهحدّى كه مانع هوا « 1 » نشود ، و دم بدم از فوّاره كه بر مشكها نصب كردهاند ، بر آن آب بپاشند ، چون هوا به آن رسد به اندرون آيد به غايت سرد و خوشبو باشد ، و بىآنكه چيزى بر دوش گيرند در عين گرما به سبب سردى هوا « 2 » نشستن در آن مكان مشكل است ، و خربوزه و گرمك در آن شهر خوب و به وفور است ، و مثل آن در بلاد ديگر نديدهام ، و در فيضآباد نيز مىشود ، و لكن به آن خوبى نيست .
وضع شهر لكهنو
و چون آن شهر از بناهاى رايان خالى از شعور و سليقه بوده ، و در محلّ ناهموار واقع است ، زمين كوچه و عمارات ، تمام پست و بلند است .
بعضى از امكنه در اعلا درجهء بلندى ، و بعضى ديگر به ادنى درجه پستى است ، و بسا هست كه در يك خانه مقدارى از صحن آن نهايت مرتفع است ، و مقدارى از آن نهايت پست است ، و رودخانه « كومتى » در وسط شهر به مثابهء نهرى جارى است ، و نوّاب آصف الدوله بر آن « 3 » پل عظيمى در مدّت سه ماه ساخته است ، و از غرائب اتّفاقات آن است كه عدد جمل اسم آن بلده با كوفه
هامش
( 1 ، 2 ) هواى : « د » .
( 3 ) در آن : « الف » .