تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
معين « 1 » مىفرمود ، و در آن « 2 » اوان رخصت به قدر قسمت به او چيزى عطا مىنمود . و در آن اوقات كه من در آن شهر بودم جمعى از قزلباشيه در آن مكان سكونت داشتند كه به اميد عطا و بخشش آن مرحوم آمده بودند ، و از كمى طالع ايشان نوّاب غفران مآب به رحمت ايزدى پيوست ، و چيزى عايد ايشان نشد . از آن جمله بود : عالى جناب ميرزا محمّد تقى ، خويش ميرزا ربيع ، وزير على مراد خان زند ، و پسرى نيز دارد ميرزا محمّد على نام ، و ديگرى عالى حضرت ملّا محمّد باقر « 3 » خلف حاجى ابدال نهاوندى است ، همه روزگارى را به فلاكت و افلاس مىگذرانند ، و از آن بلده قادر بر بيرون شدن نيستند ، اغلب به ملاقات من مىآمدند .

معامله كردن آصف الدّوله

و علاوه بر اين مراحل ، نوّاب غفران مآب به جهت منتفع ساختن فقرا و رعايا ، اغلب اوقات در مكان مشخّصى در بازار مىنشست ، و هركس هر قسم متاعى كه داشت به حضورش مىبرد به اعلا القيم از وى مىخريد ، و از اين عمل منظورش آن بود كه صاحبان سرمايهء قليل در اندك زمانى ترقّى كنند و شهر آباد و با رونق شود ، چنان كه شد .

نهر آصفيّهء نجف اشرف

و از جمله بناهاى خير آن سعادتمند ، آوردن آب فرات است در مسافت
هامش
( 1 ) مقرر : « الف » . ( 2 ) آن : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 3 ) ملا باقر : « الف ، ب ، ج » .