آنچه از وى در باب ذوى الحاجات التماس مىكردم ، خواه از قسم معاملات مالى و ملكى ، و خواه از غير آن فى الفور بدون عذر و تأمّل قبول مىفرمود ، و مادامى كه در آن شهر بودم اغلب ايّام مرا به سير و گشت صحرا و باغات همراه مىبرد ، و خاطر حزين را محظوظ و خوش « 1 » مىداشت ، و امورات آن سركار را به نوعى كه بايست و شايست به انجام مىرسانيد « 2 » .
اگر بعضى از اشقيا دخيل كار او نباشند ، در رعيّت پرورى قليل النظير ، و تمام رعايا از كبير و صغير از وى راضى و خشنود خواهند بود ، خود در پى مردمآزارى نيست ، اگر به ضعيفى مضرّتى مىرسد از بعضى از كارداران اوست ، و در سركار وى چند كس از خوبان بودند كه اغلب رعايا را از ايشان راضى ديدم .
ذكر صالح مقدّس ميرزا حسنعلى دام الطافه العالى « 3 »
از آن جمله بود عاليحضرت رفيع منزلت خجسته كردار ستوده اطوار صلاحيت شعار مقدّس صالح ميرزا حسنعلى كه علاقهدار « رات حويلى » ، و مالگزار زياده از چهار لك روپيه بود ، وى نهايت « 4 » فروتن و متواضع و فيّاض است ، و به هرقدر كه دسترس داشته باشد از فقرا و ذوى الحاجات دريغ نمىكند ، و خود در ظاهر در لباس فقرا ، بلكه افقر ناس است ، از وى حكايات
هامش
( 1 ) و خوش : در « د » نيامده است .
( 2 ) مىرسانيدند : « الف » .
( 3 ) عنوان : در « الف ، ج ، د » نيامده است .
( 4 ) در نهايت : « د » .