و لحاظ مراتب ، و اعزاز و احترام مىكوشيد ، چند دفعه از راه كوچك دلى و مهماننوازى در حضور طلبيده بلا واسطه نوازش و اشفاق فرمود ، هرقدر كه در ذكر محامد اخلاق آن زبدهء آفاق مبالغه رود ناگفته بماند .
نوّاب ناظر « 1 » محمّد داراب على خان « 2 »
و معتمد و كارفرماى آن سركار بود ، خان عاليشان معلّى مكان رفيع بنيان نوّاب ناظر محمّد داراب على خان بهادر سابق الالقاب كه نظر به حديث :
« الناس على دين ملوكهم » « 3 » وى نيز نهايت آرميده و خجسته خصال و نيكو فعال و عالى همّت و طالب مجالست و مصاحبت با ادبا و نجبا و مؤانست با عرفا و شعراء و علماء ، و مخلص اصحاب فضيلت و كمال ، و سرآمد امثال و اقران است .
در به دو عمر در تحصيل مراتب علوم كوشيده ، و بسيارى از مراتب مقدّمات ادبيّه را ديده ، طبع مهر آسايش در ذرهء پرورى مستعدّان خورشيد اشتهار ، و مس مرتبهء مستفيدان و دانشوران از اكسير تربيتش طلاى دست افشار است ، وضع مجلس و صحبت وى را بر خلاف اغلب امراء اين ملك منتظم « 4 » و منسّق ديدم ، با منش دوستى و و داد در نهايت بود ، و در پاس آداب و لحاظ مرتبه از خود دمى را به قصور راضى نبود .
هامش
( 1 ) نواب ناظر : در « ب » نيامده است .
( 2 ) عنوان : در « ج » نيامده است .
( 3 ) الأسرار المرفوعة : 367 .
( 4 ) منظّم : « الف ، ب ، ج » .