و تمشيت امور خود گرديد ، و در اواخر كار جماعت انگريز از صلحى كه با وى كرده بودند پشيمان و نادم « 1 » شده بودند ، و لكن به ظاهر مماشات ، و كجدار و مريزى از طرفين مىشد .
فوت نوّاب شجاع الدوله و انتقال رياست به نوّاب آصف الدوله
تا آنكه : نخل مراد ايشان بارور گرديد ، و در فيض آباد نوّاب وزير در روز پنجشنبه بيست و دويّم ذى القعدة الحرام سنهء يكهزار و يكصد و هشتاد و هشتم ( 1188 ) هجرى به رحمت ايزدى پيوست ، و رياست به خلف اكبر او وزير الممالك نوّاب آصف الدولة آصف جاه ، يحيى خان بهادر هژبر جنگ - كه از بطن جناب عاليه متعاليه بود - قرار گرفت .
انگريز را بيش از پيش به سبب نفاق سرداران و كار فرمايان ، و كم هوشى صاحب كار ، در آن سركار مداخله حاصل گرديد ، به حدّى كه عزل و نصب احدى بدون مشورت ايشان نمىشد .
و امراء - چنان كه مكرر نگارش شده است - به جهت خوف از يكديگر ، به اين جماعت در خفيه و آشكارا راه دوستى و مرابطه و اخلاص حاصل كردند ، و اين جماعت نيز به نفايس الحيل دل همه را مايل خود نمودند .
مجملا : مير مرتضى خان مختار الدوله كه مردى محيل و مكّار و شرير و بدذات و از اهل اصفهان بود ؛ نايب نوّاب آصف الدوله شده « 2 » ،
هامش
( 1 ) نادم و پشيمان : « الف » .
( 2 ) شد : « الف ، ب ، ج » .