پس به طرف زمين مىنگريستند و بعد از آن به طرف آسمان ، و هربار آن كلمات را تكرار مىكردند ، و « 1 » بعد از ملاحظهء شش جهت « ديد » تمام مىشد و جمعيت متفرّق مىگرديد ، و « 2 » در سالى دو روز را عيد مىكردند ، يكى هفتم ذى الحجة ، و او را روز « جشن » مىناميد كه روز اوّل نزول وحى بر او بوده است ، و ديگرى « سولان » نام داشت كه در ماه ديگر بود ، و آن روز يكى از اعياد قديمهء فارسيان است .
قبل از روز جشن ، آن مفسد شش روز را روزه مىگرفت و با كسى سخن نمىگفت ، به نوعى كه در ملل سابقه مقرّر بوده است ، پس در روز جشن تمام امت او مجتمع مىشدند و بر روى يكديگر عبير و ديگر خوشبوئىها مىافشاندند و مسرور مىگرديدند ، و دو علم همراه گرفته و خود كلاهى به شبيه كلاه ارامنه ، اندكى بلندتر از آن بر سر گذاشته با امّت به طرف كوهى كه در شاه جهانآباد است - و مدّعى آن بود كه اوّل انزال وحى بر او در آنجا شده بود - مىرفتند ، و باز به مكان خود مراجعت نموده ، با يكديگر مصافحه مىكردند .
احوال مهتاب رأى مخاطب به جكت سيتا
و در اين كشور « مهاجنان » « 3 » يعنى صرّافان بسيار هستند كه اصحاب سرمايهء خطيرند ، و احدى از حكّام مزاحم احوال ايشان نمىشود ،
هامش
( 1 ، 2 ) و : در « د » نيامده است .
( 3 ) جمع ( مهاجن )« Mahajan »قومى در هندوها كه شغلشان فقط دادن قرض ربوى است .