و ارضى « 1 » مىشوند ، و در عوض به قدر قيمت آن مال مبلغى را مىگيرند .
و اگر مال غرق شود يا دزد برد ، به مالك او قسم مىدهند كه در قيمت آن دروغ نگفته است ، چون قسم خورد « 2 » سرمايه را به او مىرسانند ، و شنيدهام كه بسا هست كه انسان را نيز بيمه مىكنند ، و اگر در آن سفر هلاك شد ، قيمت او را كه معيّن شده است به وارثش مىرسانند .
القصّة در آن بلده مدت هفت ماه الا شش روز توقف كردم ، اگرچه از راه گذران امور دنيويّه خوش مىگذشت ، و لكن به سبب قلّت وجود هم زبان ، و كمى جوان نكتهدان ، و معاشرت با بعضى از دونان كه طبيعت از مصاحبت ايشان وحشت تمام داشت ، و بستن در بر روى ايشان ميسّر نبود ، هميشه خاطر محزون و مغموم مىماند .
ورود ميرزا محمّد حسين به مرشدآباد
و در ماه رجب عالىجناب ميرزا محمّد حسين سابق الالقاب شهرستانى وارد آن بلده شدند ، من به استقبال ايشان تا كنار شط رفتم ، در خانهء فقير منزل فرمود ، چون تعجيل داشتند فيما بين ايشان و بيگم موصوفه چنان كه بايد رسوم متعارفه به عمل نيامد ، بعد از شش روز به سمت عظيمآباد تشريف برد .
هامش
( 1 ) ارضى و سماوى : « الف » .
( 2 ) بعد از قسم خوردن : « ب » .