تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
و « 1 » روزگارى را به آسودگى مىگذرانند ، و از آن جمله بودند اولاد « جكت سيتا مهتاب راى » ، كه از قوم هنود و در آن بلده بودند ، متواتر شنيده‌ام كه در ازمنهء سابقه قريب به سى هزار نفر از قوم « مرهته » به خانه او داخل شده تمامى بر اسبهاى خود روپيه حمل كرده ، به غارت بردند ، و از اتفاقات بعضى از ايشان به خزانهء اشرفى رسيده ، اشرفى حمل كرده بودند ، چون ديگران در اثناى راه بر اين معنى آگاهى يافتند روپيه را در صحرا ريخته ، مراجعت كرده ، اشرفى حمل نمودند . پس بعد از آنكه رفتند و آسودگى حاصل شد ، ناظم وقت به « جكت سيتا » در مقام دلنوازى فرموده بود كه شنيده‌ام كه در اين قضيّه به شما ضرر بسيار رسيده است ، گفته بوده است كه آنچه شد ضرر محسوب نمىشود ، زيراكه در حساب سود يك روزه « 2 » نقصان من شده است ، و الحال نيز اولاد او مالك كرورها مىباشند . و جماعت انگريزيه اصلا متعرّض احوال ايشان نمىشوند ، و حق آن است كه در اين مرحله اين ملك را نسبتى و شباهتى به حدود ديگر از ايران و روم نيست ، و لهذا از اين قبيل اصحاب دول در اين كشور بسيار بوده و هستند كه سلاطين و حكّام اصلا و مطلقا مزاحم ايشان نشده و نمىشوند ، و اگر ايشان را وجهى ضرور شود ، چون ديگران از اين جماعت قرض مىكنند ، و سود مىدهند ، اميد كه حق تعالى ديدهء انصاف به ديگران نيز كرامت فرمايد . و عمدهء شغل ايشان آن است كه زر به مردمان قرض مىدهند و سود مىگيرند ، و اگر مال التجارهء كسى از ملكى به ملكى رود ، ضامن آفت سماوى
هامش
( 1 ) و : در « د » نيامده است . ( 2 ) روز : « د » .