تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

فوت آن مفسد و شروع « 1 » اختلال در امر ايشان

و بعد از دو سه سال آن مفسد به مقرّ سقر رحلت نمود ، و پسر بزرگش در مكان اضلال نشست ، و به علّت كثرت طمع با خليفهء اوّل و دو كس ديگر كه محرم پدر و همكار او بودند منازعه نمود و حصّهء ايشان را كم كرد . ايشان در اوّل به نوع كوچكى درخواست كردند كه اين نوع رفتار را موقوف كند ، نظر به كثرت مريدين و تسلّط او بر ايشان مغرور شده قبول نكرد ، پس خليفهء اوّل كه در تأليف آن كتاب كه نزول از آسمانش را ادّعا مىكرد شريك بود ، در روزى كه بسيارى از معتقدان و مريدان مجتمع بودند در ميان آنها ايستاده ، پرسيد كه ياران ! خطّ « نمود » و خط اين فقير را مىشناسيد ؟ اكثرى كه حاضر بودند اعتراف نمودند ، پس مسودّات آن كتاب را كه اثر قلم اصلاح استاد و شاگرد در آن بسيار بود ، در دامن خود پر كرده به حضور حاضران آورد و گفت كه : اين مذهب به اجتهاد « نمود » و اعانت من استحكام وجود يافته است ، و اگر از جانب آسمان بود ؛ حاجت به حكّ و اصلاح نداشت . مردم چون بر حقيقت احوال مطّلع شدند كسانى كه اندك شعور داشتند متنبّه شده منحرف شدند ، و « 2 » حاضران به غايبان رسانيدند ، راه انحراف گشاده شد و بازار آن ملاعين روى به كسادى نمود . پس بالضرورة با ايشان موافقت نمود و لكن چون امر ظاهر شده بود
هامش
( 1 ) شروع : در « د » نيامده است . ( 2 ) و : در « د » نيامده است .