تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
بيم و خوف سلطانى به حدّى تعجيل در پر كردن آن نمودند كه رئيس و بزرگ ايشان خاك را در كلاه خود « 1 » پر كرده در آن خندق مىريخت ، تا آنكه در طرفة العين پر شد ، و حال به تمادى « 2 » ايّام و سستى سلاطين ، و نفاق حكّام كار به اينجا رسيده است كه چنين قلعه و دستگاهى را مهيّا و برپا ساخته‌اند ، و به خلاف ايّام ماضيه پادشاه و حكّام را از خوف ايشان قدرت نيست كه قلعه يا خندقى در ممالك خود بسازند ، بلكه عسكر خود را آراسته نمايند . شعر « 3 »
چنين است آئين اين گوژه پشت « 4 » * گهى پشت به زين گهى زين به پشت
سبحان الذى يغيّر و لا يغيّر . مجملا : در آن بندر نه روز اقامه شد ، اگرچه اعيان و اعزّه آمد و رفت مىكردند ، و لكن از بدى آب و عفونت و دل گرفتگى هوا و كثرت پشه و گرما و علاوه آواز ناقوس كه در صبح و مغرب در آن دار الكفر عالمگير مىشد ، و از حسن پرى رويان بىناموس از قوم ارامنه و هنود و غيرهم كه با روى و موى گشاده و زينت تمام در شوارع و طرق به حدى وفور دارند كه اجتناب از ايشان ميسّر نبود ، دل را وحشت تمام روى داد ، لهذا زياده نماندم و از دوستان معذرت خواستم ، جناب ميرزا محمّد حسين به سبب بعضى از مطالب
هامش
( 1 ) خود : در « الف » نيامده است . ( 2 ) گذشت زمان . ( 3 ) شعر : در « ب ، ج ، د » نيامده است . ( 4 ) گوژه پشت يعنى : پشت خميده و مقصود در اينجا كرهء زمين است .