وارد آن جزيره گرديدند ، اعيان و بزرگان و سرداران ، آن عاليجاه را استقبال كرده ، در مكانى كه لايق به شأن او بوده در خارج قلعه منزل دادند ، و در مراسم مهماننوازى دقيقهاى فروگذاشت نكردند .
ورود جناب ميرزا محمّد حسين و آقا سيد حسن عطّار به حيدرآباد « 1 »
آن عاليجاه به سبب عدم موسم كلكتّه در آن جزيره توقّف فرمود ، و عالىجناب ميرزاى سابق الذكر با آقا سيد حسن روانهء حيدرآباد شدند ، و در ماه مبارك رمضان از سنهء مذكوره وارد گرديدند .
من به استقبال ايشان رفتم ، و در آن اوقات مزاج مير عبد اللطيف خان مرحوم سابق الاحوال « 2 » عليل بود ، لهذا آنچه لايق شأن ايشان از اعزاز و احترام بود به عمل نيامد ، مير موصوف با عالىجناب ميرزا ، نهايت دوستى و اخلاص را معمول داشت ، و با آقا سيد حسن چنان كه دل او مىخواست رفتار نكرد ، و مىگفت فرق نگذاشتن ميان خلف جناب ميرزا مهدى شهرستانى و خلف سيد عبد اللّه عطّار از عين حماقت است .
اين معنى بر مزاج آقا سيد حسن گران آمد با دست تهى عزيمت سمت « مچهلى بندر » نمود من مانع شدم ، تا آنكه به آنچه مقدّر او بود رسيد ، و در ماه ذى القعدة الحرام به اتّفاق حاجى محمّد على رنانى اصفهانى مجاور كربلاى معلّى روانهء بندر مذكور شدند ، و جناب ميرزا توقّف فرمود ، و از مراتب ادراك
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .
( 2 ) الذكر : « ب » .