تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
دويّم ورود نوّاب مبارك الدوله - كه نامش به تقريبى سبق ذكر شد - به ملاقات آمد ، وى را نهايت خجسته اخلاق و مبادى آداب و مقدّس ديدم .

قلعهء مچهلى بندر « 1 »

و در ماه صفر المظفّر به قلعهء آن بندر كه مقرّ انگريزان است رفتم ، و آن تقريبا يك فرسخ از جائى كه محل سكونت تجّار و نوّاب و ساير ناس است دور ، و بر كنار دريا واقع است ، قلعه‌اى است نهايت محكم و بر آن توپهاى بسيار استوار نموده‌اند و خندق عالى دارد ، از دريا در آن خندق راه گذاشته‌اند كه هر وقت بخواهند او را از آب دريا پر نمايند ، و اطراف آن زياده از دو تير پرتاب چون كف دست صاف و از يك طرف به دريا متّصل است ، و غراب « 2 » هرگاه مىآيد تا كنار قلعه نمىتواند رسيد ، و در مسافت بعيده لنگر مىكند ، و مردم بر كشتىهاى كوچك سوار شده به غراب مىروند ، و مال و اسباب را نيز به واسطهء آن كشتىها بر آن حمل مىنمايند .

رؤيت هلال ماه محرّم الحرام سنه 1221 در مچهلى بندر

پس ماه محرم الحرام سنهء يك هزار و دوصد و بيست و يك ( 1221 ) در آن بندر بوديم كه در رسيد ، با دوستان اهل بيت از مسلمان و هندو مشغول تعزيه‌دارى شديم ، و از خواص آن شهر است كه در ايّام عشره كسى را مقدور
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است . ( 2 ) نوعى از كشتى بادى قديم است كه به شكل غراب « كلاغ » ساخته مىشد . ( فرهنگ معين )