بنشينند كه تعظيم ايشان و توقير اسلام هر دو شده « 1 » باشد .
چون نشستند سخن از هرجا در ميان آمد تا آنكه به مذهب رسيد ، ايشان عرض كردند كه ما را از دين و آئين آنقدر اطلاعى نيست ، جناب سامى اين مطالب را در رسالهاى عليحدّه نوشته ، عنايت فرمايند كه جواب او را از ولايت ارسال خواهيم داشت ، آن جناب در مدّت يك هفته « رسالهء نبويّه » را در اثبات نبوّت خاتم الانبياء به شرح و بسط تمام نوشتند ، و آن تقريبا پنج هزار بيت است و به ايشان دادند ، و تا به حال جواب آن نرسيده است .
پس از آن بلده روانهء بغداد شدند ، و در هر ملك حسب الحكم سلطانى ايشان را اعزاز و احترام مىنمودند ، تا آنكه از راه بصره به مقرّ رياست خود رسيدند .
ورود حاجى خليل خان به جزيرهء ممبئى و كشته شدن او
پس پادشاه جمجاه عالىپناه ، مرحوم حاجى خليل خان را با دستگاه تمام حسب الوعده به سفارت فرستادند ، و روز بيست و هشتم شهر محرّم الحرام سنهء يك هزار و دو صد و هفده ( 1217 ) هجرى وارد ممبئى شد ، گورنر و اعاظم و اركان و تمامى سرداران ، بعضى تا لب دريا ، و بعضى تا جهاز او را به عزّت و احترام تمام استقبال كردند ، و در مقام لايقى مكان و منزل دادند ، و روزى دو هزار روپيه به جهت اخراجات او معيّن كردند ، و از جانب خود جمعى از پيادگان از براى حفاظت و حراست ، و علاوهء اعزاز و احترام بر در خانهء او مقرّر كردند .
هامش
( 1 ) شده : در « د » نيامده است .