خصلت ، نوّاب معلّى القاب معين الملك بهادر ، وى با اولاد امجادش همه نهايت مقدّس و صالح و پاكنژاد و نيكو بنياد و ستوده اطواراند ، و « 1 » با منش دوستى تمام بود .
در هنگام خروج از حيدرآباد حسب الاستدعاى او به دولت سرايش نقل مكان كردم ، و سه روز توقف نمودم ، مراتب مهماندارى را به عمل آورد و در شرايط و داد دقيقهاى فروگذاشت نكرد ، رحمة اللّه عليه « 2 » .
على بيك خان كرمانى « 3 »
و از آن جمله بود : عاليشان معلّى مكان عمدة الاعيان و نقاوة الخلّان و فخر الاقران على بيك خان صاحب و الا مناقب ، وى از اعاظم كرمان است و در ايّام نوّاب ارسطوجاه سابق الذكر در سلك مقرّبان بزم حضور وى گرديد « 4 » ، و در وقت حكومت مير عالم بهادر نظر به جوهر ذاتى و كثرت فطانت و زيركى و صفاى نيّت و پاكى طويّت در سلك مقرّبان بزم حضور فيض گنجور نوّاب مستطاب ، مالك رقاب سكندرجاه فولاد جنگ سابق الذكر شد ، و امين دولت و مشير خاص مير عالم بهادر گرديد ، و جمعى كثير از قزلباشيه كه در آن سركار نوكر بودند ، همه در علاقهء او شدند ، و حق آن است كه با متردّدين و سكنهء آن شهر ؛ با آن قدرت و توانائى كه داشت نهايت خوش سلوك و نيكو
هامش
( 1 ) و : در « الف ، ب ، د » نيامده است .
( 2 ) رحمة اللّه عليه : در « الف ، ج ، د » نيامده است .
( 3 ) عنوان : در « الف ، د » نيامده است .
( 4 ) گرديده : « د » .