تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
و با اين مراحل بعد از ارتحال او اصلا حقوق او را به خاطر خود نياورد ، و قوز بالاقوز آن بود كه به امورات معاديّه نيز بسيار كم اعتقاد بود ، و در باب بهشت و حور و غلمان و جهنم سخنان چند بر سبيل استهزاء مىگفت كه قابل بيان نيست ، و به اين سبب مضحكهء عام و خاص گرديده بود . مجملا : در بلاهت و لوازم سفاهت كاملش ديدم ، اغلب با اين فقير ملاقات مىكرد ، و طبيعت را نهايت متألّم مىداشت « 1 » .

نوّاب شهريار الدوله « 2 »

و از آن جمله بود : عالىجاه شوكت دستگاه نوّاب مستطاب شهريار الدوله بهادر داماد خجسته نهاد نوّاب مشير الملك ارسطو جاه سابق الذكر ، وى به غايت زاهد و مقدّس و بلند همّت و نيكو خصال و قليل المثال و شهرهء دوران ، و يگانهء زمان ، و بسى وارسته و كوچك دل است ، با همه جاه خطيرى كه حضرت بارى به او عنايت كرده است با عالى و دانى و زيردستان به فروتنى و كمال آداب رفتار مىنمود ، با من مودّت و محبّت به كمال داشت ، و به جهت بعضى از موانع زياده از يك دفعه با او ملاقات نشد ، او را به تحقيق مسايل و احاديث مشكله بسيار شايق ديدم و دو برادر عاليمقدار والاتبار خجسته كردار نيز دارد ، كه هريك در صفات حميده به درجهء كمال‌اند .
هامش
( 1 ) از مجملا . . . تا . . . مىداشت : در « الف ، د » نيامده است . ( 2 ) عنوان : در « الف ، د » نيامده است .