تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
هر ذىهوشى است ، همين مرحله باعث ازدياد محبّت آنها شد ، و مبلغ كلّى از ايشان منتفع شدم ، و با وجود اين با ايشان مخالطه نكردم ، و حفظ الغيب آن مرحوم را - كه با من تازيست خود ، يار وفادار بود - مراعات نمودم ، و حق آن است كه آن مرحوم نقاوهء دودمان ، و زبدهء منتخب خاندان و سلسلهء خود ، و مايهء افتخار ايشان بود . و علاوه بر اين چيزى كه در هنگام فوتش موجب حيرت و عبرت من شد اين بود كه از مفارقت آن مرحوم دوست و دشمن و خويش و بيگانه همه نالان و گريان بودند ، سواى يك شخص كه به واسطهء آن مرحوم عزّت يافته بود ، و آنچه مىخواست لاف و گزاف در رؤس مجالس و محافل مىزد به حدّى كه مىگفت كه : من در دربار مرحمت و غفران‌پناهان جعفر خان و على مراد خان و صادق خان ، و پادشاه جم‌جاه آقا محمّد خان قاجار - كه از حكّام ذوى الاقتدار و سلاطين نامدار بودند - يگانه و ممتاز بودم ، و در هنگام اضطرار امراء كبار به من التجا و پناه مىآوردند ، و در مقام مشورت آنچه من مىگفتم تخلّف از آن نمىكردند ، و حاجى ابراهيم وزير اعظم پادشاه در مقابل من خود را يكى از ادنى چاكران مىدانست ، و چراغ على خان حاكم شيراز بر جنازهء كنيزان من « 1 » پياده پا حاضر مىشد ، و سليمان پاشا حاكم بغداد چون او را من از قيد صادق خان نجات داده بودم از مخلصين و چاكران من بود ، و همچنين از اين قبيل بلند پروازيها مىكرد ، و جمعى از قزلباشيه كه مطّلع بر حقيقت احوال بودند ، نظر به پاس خاطر آن مرحوم تصديقش مىكردند ، و مراتب دروغگوئى او را ظاهر نمىنمودند .
هامش
( 1 ) من : در « د » نيامده است .