تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
و اتّحاد بود ، اغلب ليالى و ايّام را به مصاحبت و مجالست با او مىگذرانيدم ، به غايت خجسته گفتار و نيكو اطوار ، و آرميده و بزرگ‌منش و مبادى آداب بود ، گاهى نشد كه در خانهء خود يا در خانهء من با من بر مسند مقابل بنشيند ، و با آنكه تمام امراء و بزرگان احترام و اعزاز او را منظور داشتند ، و نوّاب فولاد جنگ را نيز به درجهء كمال با او لطف و مهربانى بود ، فروتنى و « 1 » كوچك دلى را از دست نداده بود . در تحرير و تقرير نيز سليقهء تامّه داشت ، و در به دو امر فى الجمله از مراتب علميّه را نيز تحصيل كرده بود ، و « 2 » در روز يك‌شنبه پنجم ماه ذى القعده از سنه يك هزار و دوصد و بيست [ 1220 ] هجرى هنگام غروب آفتاب در آن بلده به رحمت ايزدى پيوست ، و خار مفارقتش بر دل دوستان نشست ، اعزّه و اعيان بر جنازه‌اش حاضر شدند ، و با دستگاه تمام تشييع كرده در دائرهء مير مدفون كردند ، تغمده اللّه بغفرانه .

ذكر قبرستان حيدرآباد كه به دائرهء مير مشهور است

و در تمام حدود هندوستان چون دائرهء مير قبرستانى نيست ، چنان كه شنيده‌ام سيد بزرگ جليل الشأن مقتدرى در سنوات سابقه خاك پاك بسيار از كربلاى معلّى بر جهازات حمل كرده ، به حيدرآباد برده است ، و قطعه زمينى را به قدر دو هزار قدم در دو هزار قدم تقريبا خريده صفحهء بالاى آن را برداشته ،
هامش
( 1 ) و : در « د » نيامده است . ( 2 ) و : در « ب ، ج ، د » نيامده است .