تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و هجده [ 1218 ] هجرى فوت شد ، مشير الملك فرزند اكبر او نوّاب سكندرجاه ، فولاد جنگ سابق الذكر را كه داماد او بود بر مسند نشانيد ، و تا مشير الملك در حيات بود باز فى الجمله آثار حكومت در آنجا بود ، انگريز را از نوّاب معظم اليه مىترسانيد ، و او را نيز از انگريز خائف مىداشت ، و خود در استراحت بود . بعد از يك سال او نيز فوت شد و حسب الحكم جماعت انگريز مير عالم بهادر سابق الذكر كه با ايشان نهايت دوستى و اتّحاد داشت ، صاحب كار و مختار خانهء فولاد جنگ گرديد ، و به اين سبب نيز قوّت ايشان مضاعف شد با هركس كه حاكم سر منازعه برمىدارد ايشان حمايت او مىكنند ، و مانع مىشوند ، و اگر ايشان از كسى منحرف شوند و قوّت و شوكتى در آن مشاهده كنند ، در آن واحد بنياد او را خراب مىنمايند ، و حاكم نيز با ايشان موافقت مىكند ، و مخالفت نمىتواند كرد . و از اين جهت است كه تمام بزرگان و سرداران ايشان را بالفعل حاكم خود دانسته‌اند ، و حاكم اصلى را چون چوب پشت درى مىدانند ، و اگر فى الجمله او را اطاعت مىكنند آن نيز از خوف اين جماعت است . مجملا به اين سهولت و آسانى مملكت دكهن را در اندك مدّتى به تصرّف خود درآوردند ، و به ظاهر حال بر كسى جبر نكرده‌اند ، و ملك كسى را به زور نگرفته‌اند و نزديك است كه حكومت دكهن نيز مثل نظامت بنگاله شود . چيزى كه باقى است آن است كه : عدالت ايشان در حيدرآباد جارى نشده است ، و مال خراج ملك نوّاب فولاد جنگ را گماشتگان او تحصيل مىكنند ، و با وجود اين همهء تسلّط كه اين جماعت را حاصل شده است با
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 369 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )