تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
اين خبر به ايشان رسيد اين معنى را فال تسخير دكهن دانسته سر قدم ساخته به حيدرآباد رفتند ، و در سلك ملازمان آن سركار شدند ، و جماعت « فرانكسيس » را اخراج كردند ، و چنان كه عادت ايشان است مكانى در خارج شهر قريب به قلعه گرفته ، مكانات از براى خود و عسكر خود ساختند ، و در اين اوقات حيدر فوت شد و نزاع با خلف و جانشين او تيپو سلطان قرار گرفت . لهذا دو دفعه به جنگ او رفتند و در اين دو دفعه به جهت بعضى از مصالح صلح كردند ، و در آن سركار مداخلهء كليّه به هم رسانيدند ، تا آنكه در عوض زر مواجب عسكر ، ملك بسيارى را از آن سركار گرفتند ، چون قوّت و شوكت ايشان زياد شد ، و ميخ ايشان در حدود دكهن محكم گرديد ، باز عزم بر محاربهء تيپو سلطان نمودند ، پس به اتفاق عسكر نظام على خان به سردارى مير عالم سابق الذكر بر سر او رفتند ، و در اين دفعه خلق بسيارى از انگريز و عسكر « 1 » او كشته شدند ، و زياده از چهل دفعه ميدان جنگ آراسته شد و در هر دفعه ظفر از آن مخالف بود ، تا آنكه شخصى از بدذاتان قزلباشيه كه صاحب كار و مختار خانهء تيپو بود ، نمك بحرامى كرده قلعه را به دست داد ، عسكر انگريز و نظام على خان داخل قلعه شدند ، تيپو كشته شد و اولاد و عيال او اسير شدند ، و آن شخص نمك به حرام نيز به حمد اللّه كشته شد و به مراد دل خود نرسيد . جماعت انگريزيه از آنجا كه عادت و رسم ايشان است كه بر دشمن در عين غلبه رحم و مروت مىكنند ، نعش تيپو را به احترام تمام دفن نمودند ، و عيال و اولاد او را به عزت و حرمت نگاه داشتند ، و در هنگام ملاقات با پسر او ، با آنكه محنت بسيار در حرب او به ايشان رسيده بود ، منتهاى توقير
هامش
( 1 ) لشكر : « الف » .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 367 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )